به گزارش “راهبرد انرژی“، تنش میان ایران و آمریکا در هیچ برهه تاریخی تنها یک درگیری سیاسی یا نظامی ساده نبوده و نیست؛ بلکه بحرانی است که میتواند ساختار اقتصاد منطقه و حتی بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. خاورمیانه قلب انرژی جهان محسوب میشود و هرگونه درگیری در این منطقه، مستقیماً بر بازار نفت، گاز، حملونقل دریایی، صنایع پتروشیمی و تجارت جهانی اثر میگذارد. در چنین شرایطی، برخی کشورها و صنایع متضرر میشوند و برخی دیگر فرصتهای اقتصادی بزرگی به دست میآورند.
بازندگان اقتصادی جنگ
- اقتصاد ایران
بدیهیترین آسیب متوجه اقتصاد ایران است. کاهش صادرات نفت و پتروشیمی، اختلال در حملونقل دریایی، افزایش هزینه بیمه کشتیها، کاهش سرمایهگذاری خارجی و فشار بیشتر بر نرخ ارز از مهمترین پیامدها هستند. در حال حاضر صنایع وابسته به صادرات مانند پتروشیمی، فولاد و مواد شیمیایی بیشترین فشار را تحمل میکنند.
همچنین نااطمینانی اقتصادی باعث کاهش سرمایهگذاری داخلی، افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم شده است. در صورت طولانی تر شدن جنگ، زیرساختهای انرژی و صنعتی نیز در معرض آسیب های بیشتر قرار خواهند گرفت.
- کشورهای وابسته به انرژی خاورمیانه
کشورهایی که بخش بزرگی از انرژی خود را از خاورمیانه تأمین میکنند، بهویژه کشورهای آسیایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، با افزایش هزینه انرژی و ریسک تأمین مواجه شده اند . اختلال عبور و مرور در تنگه هرمز ، بازار جهانی انرژی را دچار شوک نموده است.
- اقتصاد جهانی
جنگ میان ایران و آمریکا جهش شدید قیمت نفت و گاز را در بازار های جهانی به همراه داشته است. با بالا رفتن قیمت انرژی تورم جهانی تشدید شده و صنایع وابسته به انرژی مانند حملونقل، تولید و پتروشیمی را تحت فشار شدید قرار داده است. بازارهای مالی نیز معمولاً در زمان بحرانهای ژئوپلیتیکی دچار نوسان شدید میشوند.
- صنعت حملونقل و کشتیرانی
افزایش هزینه بیمه نفتکشها، ریسک عبور از خلیج فارس و احتمال بسته شدن مسیرهای دریایی از جمله عوامل آسیبزا برای صنعت حملونقل است. هزینه Freight در چنین شرایطی بهشدت افزایش پیدا میکند و تجارت بینالمللی را گرانتر میسازد.
برندگان اقتصادی جنگ
- کشورهای صادرکننده نفت خارج از منطقه بحران
کشورهایی مانند آمریکا، روسیه، نروژ و برخی تولیدکنندگان آفریقایی ممکن است از افزایش قیمت جهانی نفت سود ببرند. در شرایطی که صادرات ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس بشدت کاهش یافته، این کشورها میتوانند سهم بیشتری از بازار جهانی انرژی را به دست آورند.
- شرکتهای انرژی و نفتی
شرکتهای بزرگ نفت و گاز معمولاً در دوره افزایش قیمت انرژی، سودهای قابل توجهی کسب میکنند. رشد قیمت نفت باعث افزایش درآمد شرکتهای فعال در استخراج، پالایش و تجارت انرژی میشود.
- صنایع نظامی و دفاعی
در هر بحران نظامی، شرکتهای تولیدکننده تجهیزات دفاعی و تسلیحاتی از بزرگترین برندگان اقتصادی هستند. افزایش بودجه نظامی کشورها معمولاً به رشد فروش این
صنایع منجر میشود. با توجه به عملیاتهای آفندی و پدافندی ایران در جنگ جاری که اکثریت تسلیحات بکار رفته در آن بومی بوده و تأثیرات عملیاتی آن در دنیا به اثبات رسیده، ایران می تواند پس از جنگ به یکی از قطب های صادرات سلاح در سطح خاورمیانه و در سطح بینالملل تبدیل شود که مطمئنا منافع و ارز آوری بسیاری را برای ایران در بر خواهد داشت.
- برخی هابهای تجاری منطقه
کشورهایی مانند پاکستان، عمان و ترکیه ممکن است در برخی حوزهها نقش واسطه تجاری و لجستیکی پررنگتری پیدا کنند. انتقال سرمایه، تجارت غیرمستقیم و جابهجایی شرکتها میتواند به رشد برخی بخشهای اقتصادی این کشورها کمک کند.
تأثیر جنگ بر بازار پتروشیمی
صنعت پتروشیمی ایران یکی از مهمترین منابع ارزآوری کشور است. کاهش تولید یا صادرات محصولات پتروشیمی مانند متانول، اوره، پلیاتیلن و LPG میتواند بازار جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، رقبای ایران در خاورمیانه و آسیا فرصت بیشتری برای افزایش سهم بازار پیدا میکنند.
از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی و خوراک میتواند قیمت محصولات پتروشیمی را در سطح جهانی افزایش دهد و صنایع پاییندستی را با هزینههای بیشتری مواجه کند.
نتیجه
جنگ میان ایران و آمریکا تنها یک درگیری منطقهای نبوده؛ بلکه بحرانی است که اقتصاد جهانی انرژی را به چالش کشیده است. اگرچه برخی کشورها و صنایع از افزایش قیمت انرژی و تغییر مسیر تجارت سود برده اند، اما در مجموع، بیثباتی اقتصادی، افزایش هزینههای جهانی و فشار بر تجارت بینالملل از مهمترین پیامدهای جنگ میان ایران و آمریکا بوده است.
در دنیای امروز، امنیت انرژی و ثبات اقتصادی بهشدت به آرامش ژئوپلیتیک خاورمیانه وابسته است و همانگونه که تجربه کردیم تنش گسترده میتواند اثراتی فراتر از مرزهای منطقه ایجاد کند.